با دیدن نام محمد قوچانی بالای سرمقاله آخرین شماره مهرنامه با تیتر " چرا نباید لائیک بود" خوشحال شدم و سریع به خوندن کردم و امیدوار بودم که بعد از مدتی یه مطلب به درد بخور تو نشریات داخلی ( و نه فضای مجازی) گیرم اومده. اما هر چی جلوتر رفتم بیشتر تعجب کردم. البته من خیلی تو مباحث روشنفکری و حتی تاریخی مطلع نیستم, اما از ملغمه ای که قوچانی درست کرده بود هم داشتم شاخ در می آوردم. آسمون و ریسمون به هم بافته شده بود که آخرش یه توهین حسابی به همه روشنفکران و اهالی اندیشه تو تاریخ ایران بشه, از بازرگان و شریعتی و سروش گرفته تا روشنفکران عهد مشروطه و ...! با خودم گفتم تو که سوادت نمیرسه, خیلی قضاوت نکن, ولی خداییش دو سه روزی حالم خوش نبود و یه حس بدی از این مقاله ته ذهنم باقی موند و کلا سر حال نبودم. تا اینکه تو سایت جرس مطلبی رو با تیتر " چگونه میتوان سکولار نبود " با امضای مراد ثقفی خوندم. باز هم تاکید می کنم که من تو این مباحث خیلی کارشناس نیستم, اما اعتراف می کنم با خوندن این مطلب یه جورایی خنک شدم. شاید با همه مطالبش هم موافق نباشم , ولی وافعا از بعضی خطاباش به قوچانی کیف کردم. بهترین جمله ای هم که تو ذهنم مونده اینه که: اگه تو این شرایط نمیتونی بنویسی خب ننویس! اگه مهر نامه می خونین حتما این مطلب رو هم بخونین.
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
No comments:
Post a Comment