Wednesday, December 15, 2010

قتلهای زنجیره ای

روزهایی بود که نویسنده ای ناگهان غیب و جسدش چند روز بعد در بیابانی جایی پیدا میشد. زمستانی بود برای خود تا این که دولت محمد خاتمی به قول خودش آنرا افشا و عامل اصلیش را خود کشاند! حال در سالروز قتلهای زنجیره ای آن دستاوردهای بالای دولت خاتمی عزیز را شاهدیم که عاملان قتلها کجایند, آمرین کجایند, وکیل خانواده های کشتگان چه شد, سالگرد کشته شدگان چگونه برگزار میشود, خود حضرات خاتمی جماعت چه شدند و ما مانده ایم و دستاوردهای بی مانند ایشان
راستی خاتمی به نوری زاد نوشته اعتصاب خود را بشکن. تاکید هم کرده با این برخوردها موافق نیست
ولمون کن آقا

Monday, December 6, 2010

فساد

نمایندگی ایران خودرو:
برای رگلاژ در ماشین در دوره گارانتی به نمایندگی ایران خودرو رفتم. تعمیر کار محترم میگه:
اگه می خوای حسابی درستش کنم میشه 15 هزار تومان-
آقا گارانتی دارما-
با گارانتی درست درست نمیشه ها. میل خودته-
پس این برگه گارانتی برای چیه-
بذار در کوزه-
*********
: پلیس راه
بعد از اینکه منو به دلیل سرعت بالا متوقف کرد
جناب سروان سرعتم بالا نبودا. مگه اینجا 110 نیست-
شما بیشتر بودی. 113-
آقا 3 کیلومتر رو که اصلا ماشین من نشون نمیده-
پلیس محترم در حالی که با خودکارش بازی می کند, بدون اینکه چیزی بنویسد
آقا شما داری میری تفریح. ما باید اینجا تو سرما وایسیم, ما هم زن و بچه داریم بالاخره-
...
**********
بیمارستان دولتی
بیمار ما بیمه تکمیلی دارد و همه هزینه ها برای او در این بیمارستان رایگان است
: منشی پزشک
یک و نیم میلیون به حساب دکتر واریز کنید. هفته آینده وقت عمل شماست-
ببخشید این پول بابت چیه-
هزینه مطب-
این هزینه مطب یعنی چی خانم -
آقا چرا بحث می کنی؟ از خود دکتر میپرسیدی دیگه...
**********
نصاب هود اشپزخانه
روی جعبه بزرگ نوشته شده با حمل و نصب رایگان
آقا ممنون-
قابل نداشت. میشه 15 تومن-
ببخشید. مگه رایگان نیست -
راه اندازی میشه 15 تومن -
منظورتون وصل کردن به برقه -
سرت درد می کنه ها آقا. پولو بده بریم -
...
*********
اینها فقط نمونه های کوچک و دم دستی از اتفاقات روزمره اییه که برای خود من یا در حضور من اتفاق افتاده. تازه سر و کار من به خیلی از ادارات و سازمانها از دادگستری بگیر تا هزار جا دیگه نیافتاده. این مسائل هم فقط روزمره گیهای کوچکه و برای هر آدم معمولی هر روز اتفاق میافته. من نمی دونم کشوری با این همه فساد اداری و مالی و فرهنگی و غیره چقدر میتونه دوام بیاره. نگرانم نکنه با این منطق که بی نظمی خودش یه نظمه سالها مجبور به تحمل این شرایط باشیم. امیدوارم این اتفاق نیافته. هر از گاهی این ابیات میاد تو ذهنم
یاد دارم روزگار پیش را
مردم نزدیک دور اندیش را
هر که بامش بیش سر در پیش داشت
یک گلیم کهنه ده درویش داشت
شیوه همسایگی در پیش بود
نوش در کام همه بی نیش بود
...

Saturday, December 4, 2010

جهان سوم

من خدایی غربزده نیستم. ولی این خیلی نامردیه که از زمانی که غرب شروع کرد به تخت گاز جلو رفتن ما جهان سومیها فقط شدیم مصرف کننده هنرهای اونها و تازه هر چی هم که میاریم به قول خودمون می خوایم شرقیش کنیم یا وطنیش کنیم! اونوقت چی میشه؟ به گند می کشیم میره!! مخصوصا از زمانی که سیاست غرب کم کم به جای استعمار کشورها به شکل امروزی تبدیل شد که شما میتونی عضوی از جامعه جهانی باشی و هم شما حالشو ببری هم دنیا, تو این شرایط دیگه واقعا میشه خیلی چیزارو به گند نکشید! یعنی جدا نیازی نیست واقعا. حالا این وسط واسه من قصه نگین که شکل استعمار عوض شده ...منظور من چیز دیگه است. به نظر من شروع کننده همه این به گند کشیدن پیشوای توتالیترهای جهان یعنی شوروی سابق و کشورهای اقماریشه که بعد از فروپاشی کمونیسم با همون شکل تفکر و روحیه کمونیستی اومدن مثلا شبیه غرب بشن. نتیجه اش چی میشه؟ به گند کشیدن هر دو!
مهمترین نمونه این مسئله خود دموکراسی و نمادش انتخاباته. به انتخابات همه این کشورها یه نگاهی بندازین. فوری اومدن گفتن ما هم مثل غرب میایم دموکراسی راه میندازیم . اما به شکل خودمون. یعنی همه مون تقلب می کنیم! حالا تو اون کشورها با مخمل و این مسائل یه اتفاقاتی افتاد , اما یه مدلی شد برای همه کشورهای جهان سوم. حالا هر دیکتاتور یا پوپولیستی با کمال میل میاد میگه من حاضرم به رای مردم تمکین کنم. اونوقت میاد مثل چاوز بعز از انتخاب شدن یه قانونی میذاره که من همیشه هم میتونم انتخاب بشم . هزار دورههم میتونم. بعدش دوزار پول میده به ملت شاسکول و خلاص! قصه تقلب هم که دیگه خنده دار شده. از ایران و افغانستان بگیر تا برمه و جدیدا هم ساحل عاج. غربهم قربونش برم محکوم می کنه. به نظر من باید یه قانونی بذارن که مثلا برای انجام انتخابات هم کشور برای از یه مرجع بین المللی مجوز بگیره. وگر نه اعلام کنن حکومت ما همیشگیه یا مادام العمر یا ولایی یا هر چی دیگه است و همه رو خلاص کنن

Sunday, October 31, 2010

پیر مرد

من که کلا اعصاب درست و حسابی ندارم. نشستم کارمو می کنم که پیرمرد روستایی وارد میشود و بمباران دیوانه کننده خود را شروع میکند:
من کیف می کنم از حرفهای این رییس جمهور. چقدر قشنگ حرف میزنه
هر کی پشت سر این رییس جمهور غیبت کنه مشکل داره
بیچاره ببین با این همه تحریم داره مملکتو به این خوبی اداره می کنه
اون کروبی ... که سیصد میلیون تومنو خورده بود معلوم نبود تو بنیاد شهید چی کار کرده
مشکل دنیا با ما اسلامه
فقط ما تو دنیا اسلام خوب داریم
عربها که کثافتن. حرفشون رو هم نزن
مسیحیا که از قدیم با اسلام مشکل دارن
یهودیا که دیگه گفتن نداره
همه دنیا می خوان ما شکست بخوریم که اسلام شکست بخوره
اگه حرفی درباره رییس جمهور هست باید به خودش بگن که جواب بده
هر کی تو زندانه خوب حتما حقشه دیگه
...
اگه فکر کردین من به دلیل محافظه کاری یا بی تاثیر بودن چیزی بهش نگفتم اشتباه فکر کردین. ولی اون بود که موفق شد اول صبح روز من رو با حرص ممزوج کنه

امیر احمدی

در چند شماره شهروند امروز چندین مصاحبه و مطلب درباره هوشنگ امیر احمدی خوانده بودم. شهروند او را به عنوان کسی که دوست دارد روابط ایران و امریکا را بهبود ببخشد معرفی می کرد, اما من هر چه بیشتر مصاحبه ها و دیدگاههایش را خواندم بیشتر از او خوشم نیامد. در واقع اصلا نمی فهمیدم چه کسی گفته اصلا این آقا آدم مهمی است؟ نهایتا چون هیچ جذابیتی برایم نداشت دیگر درباره اش چیزی نخواندم.
امیر احمدی میهمان این هفته برنامه پارازیت صدای امریکا بود. مجری برنامه در ده دقیقه بلایی بر سرش آورد که فکر نکنم سر هیچ مهمان دیگری آورده باشد. از او درباره لابیهای جمهوری اسلامی در امریکا پرسید و اینکه خودش از آنها نیست؟! درباره سوئ استفاده از رنگ سبز که پاسخ هوشنگ خان ماجرا را بدتر کرد: من هم پرچم ایران در کراواتم دارم و هم رنگ سبز در لباسم.
خلاصه اینکه این چند دقیقه کاملا شخصیت این دلال محترم را معرفی کرد. من شخصا از پارازیت متشکرم.

Tuesday, October 12, 2010

قاجاریه و مکانیکی

امروز رفته بودم مکانیکی, آقای مکانیک در حال کار داشت غر میزد که مملکت ما چرا اینجوریه و از ایران خودرو شروع کرد تا رسید به این جا که ما مدیر نداریم و مدیریت یه علمه و برای مدیر بودن باید تحصیلات مدیریتی داشت و ... من هم که فرصت رو برای کار فرهنگی مناسب دیدم گفتم:
چه انتظاری داری آقا؟! تو این مملکت مگه وزیرش مدرک داره که مدیرش داشته باشه. مگه نشنیده بودی وزیر کشور مدرکش تقلبی بود؟
نه آقا نشنیدم. کیو میگی؟
دکتر کردان دیگه. بعدش فهمیدن آقا فوق دیپلم بوده!
عجب..
تازه رییس جمهور هم گفت مدرک یه کاغذ پاره است. ارزش نداره
همینه که ما اینجایم دیگه . آقا تو این چند دوره آخر کشور ما کدوم دوره از همه بهتر بود؟ اصلا دوره خوب داشتیم؟
بله, دوره دکتر مصدق. نخست وزیر که بود مملکت رو بدون نفت هم می چرخوند.
چی شد؟ استعفا داد؟
نه قربون کودتا کردن. مثل الان
بدترین دوره کدوم بود؟
والله بد که کم نداشتیم. ولی به نظر من قاجار فاجعه بود. حداقل این که نصف کشور رو به باد دادن. مخصوصا به روسها.
عجب. دست شما درد نکنه.
*******************
همون شب بی بی سی گزارشی پخش کرد درباره نمایشگاهی از آثار هنری دوره قاجار تو لندن که به همت عده ای از نوادگان ایل قاجار برپا شده بود. کسری ناجی گزارشگر بی بی سی با مهمترین نواده زنده این نسل که میشه نوه کوچک محمد علی شاه صحبت کرد و پرسید: تعداد زیادی از مردم ایران تصویر خوبی از قاجاریه ندارند و فکر می کنند قاجاریه بخش زیادی از مملکت ما رو به باد دادند؟
پاسخ شاهزاده این بود: خوب اونها چیزی درباره تاریخ نمی دانند. قاجاریه در واقع ایران را نجات داد. آغا محمد خان جلوی فروپاشی کشور رو با تاسیس سلسله قاجاریه گرفت!؟
من در واقع پاسخ دندان شکنی گرفتم!!؟

Sunday, September 26, 2010

اوباما و رضوی فقیه

پس از مصاحبه اوباما با بی بی سی فارسی , این شبکه با سه کارشناس درباره این صحبتها گفتگو کرد که دو نفر از آنها , صادق صبا و داریوش کریمی , از طرف بی بی سی و سومی سعید رضوی فقیه از ایران بودند. طبعا دو کارشناس بی بی سی سخنان اوباما را بیشتر تفسیر کردند و سخنان او را در راستای اهدافش منطقی دانستند. از جمله این که او می خواسته تکرار کند که حساب مردم ایران را از دولت جدا می داند, تحریمها را برای فشار به دولت انجام می دهد و مردم هم باید آنرا ناشی از عملکرد دولت خود بدانند و ...اما سخنان متفاوت سعید رضوی فقیه از یک طرف مجری برنامه را به تعجب واداشت و از سوی دیگر مرا به وجد! چرا که فضای صحبتها را به حس واقعی مردم ایران نزدیکتر کرد. رضوی فقیه در پاسخ به این سوال که سخنان اوباما را چطور دیدید؟ گفت: خوب نبود! متاسفانه نه مخالفان داخلی و نه مخالفان خارجی احمدی نژاد هنوز روش مناظره یا مقابله با او را یاد نگرفته اند. هنوز نمی دانند که او با مطرح کردن موضوعاتی که دلیل برای اثبات هر دو وجه آن هست یا مسائلی که چالشی اند اما موضوع اصلی نیستند حریف را به واکنش وامی دارد و عملا انرژی حریف را صرف واکنش به اقدامات و گفته های غیر متعارف خود می کند و او را از اصل موضوع باز می دارد و این بحران آفرینیهای او کاملا هوشمندانه است. رضوی فقیه درباره تحریمهای امریکا هم نظری مخالف اوباما ارائه کرد و گفت: تحریمها نظر مردم ایران را درباره امریکا منفی تر می کند و حکومت ایران را در موضع مظلوم قرار می دهد و راهی برای توجیه مشکلات باز می کند. به طور کلی از نظر رضوی فقیه این مصاحبه اوباما یک واکنش عصبی از سوی امریکا به حرکت هوشمندانه احمدی نژاد تلقی شد و از نظر او روش درست این بود که مانند نامه های او به سران جهان پاسخی به گفته های او داده نشده و بدین صورت مشروعیتی هم به او داده نشود. بارها دیده ایم که یک اتفاق سیاسی در نظر ایرانیان و رسانه های خارج ایران تکان دهنده و تاثیر گذار قلمداد شده در حالیکه هیچ تاثیری بر فضای سیاسی ایران نگذاشته است و بر عکس, اتفاقی که برای ما در ایران تاثیر گذار است در نگاه آنها اهمیت چندانی ندارد. مثالهای زیادی برای این اتفاقات در سی ساله پس از انقلاب وجود دارد و مخصوصا پس از انتخابات بیشتر هم شده است. به نظر من هم ایرانیان خارج از کشور و هم دولتهایی که می خواهند تغییراتی در حکومت یا وضع مردم ایران ایجاد کنند , باید برای دیدن تاثیر اقدامات خود بیش از هر چیز از فعالین سیاسی یا کارشناسان داخل کشور نظر بخواهند تا هم اقدامات درست تری انجام دهند و هم از هر اقدام مردم ایران شگفت زده نشوند.مسئله دیگری که رضوی فقیه به درستی به آن اشاره کرد اقدامات واکنشی در برابر احمدی نژاد است. این مسئله در جناح همفکر احمدی نژاد یک تاکتیک است, اگر دوره ریاست جمهوری خاتمی را به یاد بیاوریم این تاکتیک را به وفور میبینیم. به گفته خود خاتمی برای دولت او هر نه روز یک بحران آفریدند و عملا وقت و انرژی دولت خاتمی صرف جمع و جور کردن این بحرانها می شد. مثلا یکی از شیوه های تکراری در این حکومت یافتن موضوعاتی است که به قول خودشان توهین به مقدسات تلقی می شود , از مقاله ای در یک نشریه دانشجویی گرفته تا پاره کرده عکس امام و کاریکاتور امام و کاریکاتور پیامبر و آتش زدن قرآن و ... . سپس رسانه ها از جیب بیت المال شروع به شلوغ کردن قضیه می کنند و فضایی ایجاد می کنند که یا مثل خاتمی هر روزش صرف همراهی با این محکوم کردنهای حاشیه ای بشود و یا در غیر این صورت شما را به ضدیت با امام و قرآن و اسلام متهم می کنند. حال این شیوه آزموده شده را به را به ورطه بین المللی کشانده اند و می خواهند حریف را به مسائل حاشیه ای بی مرتبط مشغول کنند, موضوعاتی مثل یازده سپتامبر و هولوکاست که اصلا ارتباطی به رابطه ایران و امریکا ندارند. بهترین روش مقابله با این جنجال سازی ها همان است که رضوی فقیه گفت: بی توجها به این شلوغ کاریها و مشروعیت ندادن به سخنان این چنینی.